ذبيح الله صفا
1277
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
شهر ادامهء حيات دادند و از آن پس همين عنوان مستوفى را حفظ كردند . پدر حمد اللّه و خود او نيز باهمين عنوان مستوفى در دستگاه ايلخانان خدمت مىكردهاند و حمد اللّه شخصا از حواشى خواجه رشيد الدين فضل اللّه بوده و بعد ازو همچنان سمت خود را در كارهاى ديوانى حفظ كرده بود و ابناء اعمامش نيز مانند او درينگونه خدمات امرار حيات مىكردند و برادرانش زين الدين محمد و امين الدين نصر اللّه و فخر الدين فتح اللّه متصدّى مشاغل دولتى و صاحب ثروت و دستگاه بودهاند و چون استيفاء و تصدّى مشاغل مهم ديوانى مستلزم داشتن تعليمات كافى در ادب و تاريخ و اطلاعات عمومى بوده پس افراد اين خاندان هم عادة از چنين تربيت پرمايهيى برخوردارى داشتند و اين نكته مخصوصا باتوجه مختصر باحوال و آثار حمد اللّه آشكار مىشود . حمد اللّه از آغاز جوانى بنابر سيرت آباء و اجداد بخدمات ديوانى اشتغال داشت و سفرهايى به تبريز و بغداد و شيراز و اصفهان براى اداء وظايف ديوانى و شغل استيفاء خود كرد و در سال 711 از جانب رشيد الدين فضل اللّه بحكومت و استيفاء قزوين و ابهر و زنجان گماشته شد و همچنان در مشاغل مهم خود باقى بود تا در سال 718 بعد از قتل خواجه رشيد الدين فضل اللّه در شمار ملازمان خواجه غياث الدين محمد درآمد و در عهد وزارت او نيز باحترام بسر مىبرد اما بعد از سال 736 كه سال قتل خواجه غياث الدين است از زندگى وى اطلاع كافى بدست نداريم ولى حيات او تا سال 740 كه سال تأليف كتاب نزهة القلوبست مسلّم است . وفاتش بعد از سال 740 هجرى اتفاق افتاده و گورش در محلى واقع در مشرق قزوين باقيست . از حمد اللّه مستوفى سه اثر معتبر بازمانده است : 1 ) تاريخ گزيده كه آن را بسال 730 هجرى در خلاصهء تاريخ عالم بنام خواجه غياث - الدين محمد بپايان برد . اين كتاب در تاريخ عمومى و تاريخ اسلام و تاريخ ايران تا عهد مؤلف است و در پايان آن دو فصل يكى در تاريخ علما و شعراى عرب و عجم و ديگرى در تاريخ قزوين و ذكر تراجم رجال آن شهر بر كتاب افزوده شده كه اهميت